باز آمدم ... بعد از چهار سال دوری از شما

سلام آقای خوبم

دوباره آمده ام تا بگویم مرا ببخش...

دوباره دلم تنگ شد برای دردل کردن با شما و میدانید چرا نبودم اینهمه وقت ...

آقای مهربانم آقای عزیز تر از جانم

آمده ام تا بگویم برایتان ... نه ... بارها گفته ام ...

در تمام روزهایی که نبوده ام ...

آمده ام تا بنویسم برایتان

تا فریاد بزنم ...

به خاطر تمام لطفهایتان و

به خاطر تمام مهربانیهایتان

از شما سپاسگذارم .

کودک دو ساله ام را به شما میسپارم

امیرحسینم را می گویم ...

آرزو دارم به سربازی قبولش کنید

این یک آرزوست آقا جان ...

آرزویم را بار دیگر اجابت کنید

و میدانم که میدانید و می بینید و میخوانید آرزوهای تک تک ما را در این روزگار وانفسا ...

 

/ 0 نظر / 19 بازدید