زیباترین معشوق

قطعه گمشده از پر پرواز کم است یازده بار شمردیم و یکی باز کم است این همه آب که جاریست نه اقیانوس است عرق شرم زمین است که سرباز کم است

مهدیا... سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست

مهدیا ... سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست

ور نه عشق تو کجا ... این دل بیمار کجا

کاش در نافله ات نام مرا هم ببری

که دعای تو کجا عبد گنهکار کجا

 

سلام آقای خوبم ...

 ببخشید آقا جانم توی وبلاگم فرصت نکردم میلاد تونو تبریک بگم

میدونم که خودتون در جای جای شهر و ایران و همه دنیا شاهد انواع جشنها به مناسبت این روز فرخنده بودید که البته  شاید اکثر اونا با غفلت ما به گناه منجر شد ...

آقا جونم چه کنیم که غافلیم ...چه کنیم که نمیدونیم شاید این کارها که ما از روی غفلت و به امید شاد کردن دل شما انجام  میدیم بیشتر موجبات آزار شما رو فراهم میکنه ...

آقا جونم از ما به دل نگیرید چرا که اکثر جوونای ما از اسلام واقعی هیچی نمیدونن

نمیدونن که راهش چیه لذت بردن و گناه نکردن

نمیدونن میشه لذت برد و عاشق بود و گناه نکرد و نمیدونن چه لذتی داره اگه اون روز برسه و ما باشیم و شما بیائید در جمع ما ...گریه

آقا جونم دلم خونه از دست خودم و جوونای مث خودم ...

که صبح تا غروبمون شده فقط واسه گذشتن اموراتمون دویدن و دویدن ...

 و موقع نماز خمیازه کشیدن و موقع عبادت خسته بودن و تفریحمون شده وایبر و واتس آپ و هزار جور سرگرمی آلوده ...

آقا جونم خیلی سعی کردم شاید بتونم بعضی فضاها رو عوض کنم اما نشد ... یعنی نتونستم .. یعنی توانائی شو نداشتم .. بدون کمک شما نمیتونم ...

آقای خوبم کجائید ؟ گریه

خسته شدم ... پیر شدم ... صبرم به سر آمد ...

آقای مهربونم میدونم بالاخره یه روزی می آئید اما ای کاش زمان اون روز همین دوره بود ...

معذرت میخام که اینقدر بی پروا و عامیانه با امام خودم صحبت میکنم اما از من رنجیده نشوید چرا که من همان شبان هستم در مقابل موسی ... با این تفاوت که شبان موسی زمان خود را میدید لمس میکرد و با او شاید می توانست ساعتها ماهها و سالها رو در رو درد دل کند اما من فقط از یک فضای مجازی به خاطر دل خودم و اینکه خدا میبیند و شما میدانید ....کلیدهای کیبورد را می فشارم ....

آه ...خدای من که چقدر دردناک است شاهد اینهمه جنایت بودن ..

چقدر دردناک است شاهد صلاخی شدن عقیده ها و مذاهب بودن به دست افراد کور باطنی که به همه مذاهب توهین می کنند و به خود اجازه می دهند جهان را اینگونه نابود کنند و به مقدسات توهین نمایند .

خدایا کجاست آن عذابها و طوفانها و بلعیدن زمین که این جانیان روزگار را یکجا ببلعد ؟

کجاست آن خشم و غضبت که به آنان بفهماند همان گونه که قارون و فرعون و قوم لوط و نوح را به دلیل نافرمانیشان نابود ساختی اینبار نیز با قدرت بی حدت این فرعونیان و بدتر از گریهگریهآنان را نیز نابود می گردانی ...

خدای من باز هم ببخش مرا از اینهمه بی تابی و ناآگاهی که تو خود میدانی و من نمیدانم ...اما چه کنم که دل کوچکم در شرف انفجار است و نمیتواند اینهمه ظلم و بی عدالتی را با دستهای بسته تاب آورد گریهگریه

کاش میتوانستم به تعداد همه عالمیان ضجه بزنم اشک بریزم و التماس کنم که برسانی تنها منجی نجات بشریت را گریهگریهگریه

اللهم عجل لولیک الفرج

نویسنده : saba : ٧:٥۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

آقاجونم عیدتون مبارک ...

سلام آقا جونم

عید مبعث امسال هم در غربت هستید و ما نیز غریبتر ...

و خوشا به حال آنانی که در جوار شما و یا حداقل پیرو شما هستند لااقل دلخوشند که مسبب جدائی و فراغ شما نمی باشند و بدا بر احوال من و امثال من ...

آقا جانم امروز شاید وقت آن نیست که گله کنم و بنالم و نزد شما که دلتان دریای غصه ما به اصطلاح شیعیان است ناراحتباز هم از کاستی ها و مشکلات بگویم اما...

چه کنم که بهانه و تنها بهانه ام جهت درد دل با شما همین روزها و ساعات است . شاید به برکت دعای شما در روز عید ما نیز در زمره خوبان قرار گرفتیم .

آقای مهربانم به این بهانه ها آمده ام تا دعای شما و توجه هر چند اندکتان را گدائی کنم .

آمده ام تا باز دست لطف بر سرم کشیده و جدای از روزمرگیهای خسته کننده مرا سر سفره دعاهای ندبه و توسل و فرج بنشانید ...

کمکم کنید تا آسوده شوم از این تن خاکی و روحم افلاکی شود هر چند لایقش نباشم .

دستم را همانند جد بزرگوارتان که با یک نظر خاک را به افلاک می رساند بگیرید و رهایم نکنید در این آشفته بازار ...

آقای خوبم به حرمت این شب و روز عزیز و به حرمت تمام دلهای نگران و چشمهای منتظر تمام کنید این فراغ سنگین و وحشت زا و روز افزون را .

آه که چقدر انتظار سنگین است ...

آه که چقدر ...

نمیدانم ... شنیده ام نباید از انتظار ناامید شد و باید دعا کرد و سعی در برطرف نمودن موانع ظهور نمود .

اما چقدر موانع ببینم و در برطرف نمودن آنها عاجز باشم. چقدر از کج فهمی ها بنالم و حرص بخورم و راهی جز سکوت نداشته باشم ...

آقای من شما میدانید چه میگویم ...

چه کنم من فقط من هستم و ما بسیار اندک ...فقط چشم به راه شما فقط منتظر ...

آقا جونم عیدتون مبارک

 

نویسنده : saba : ٢:٠٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ خرداد ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

وای از دل آقامون که همه چی رو میدونه و ... میبینه

سلام آقا جونم

بعد از مدتها اومدم . مطلب هم گذاشتم اما انگار وبلاگم قدیمی شده و نرفته تو صفحه اصلیش .

مهم نیست ...شما که متوجه شدید برام کافیه

آقاجونم امروز چقدر غصه خوردم از سنگ دلی هم نوعان خودم

چقدر از انسان بودن خودم دلتنگ شدم و

چقدر خوشحال شدم از اینکه با کمال افتخار بگم یک شیعه هستم و اگر به اجبار هم بوده که میدونم فقط لطف خدا و نظر شما بوده و بس توی یه خانواده مسلمان به دنیا اومدم

آقا جونم پس کی می آیید تا ما هم با افتخار به انسانهای سنگدل و پست فطرتی که با کمال آرامش و وقاحت حتی از خوردن حیوانات زنده هم ابایی ندارن

بگوییم هدف خدا از خلقت موجوداتی به نام انسان ! که اشرف مخلوقاته که فرشته ها به اون سجده کردن که تونسته به جایی برسه که کره ها و افلاک رو به تسخیر خودش دربیاره ...

وحشیگری و بی بند و باری و قتل عام انسانهای بی گناه نبوده

با افتخار فریاد بزنیم که بیایید آقای ما رو ببینید...

آقایی رو که همه شما نامردا از ظهور و حضورشون هراس دارید ...

و فکر می کنید خدا آخرین حجتشو اجازه میده به این راحتیا از بین ببرید ...

بیایید وحشی های روزگار .. فرعونها ... پدران شیاطین که تمام شیطانها رو درس میدهید ...که با ابلهی تمام حتی کنار کعبه دوربین نصب کرده اید که اگر روزی آقای ما از کنار کعبه فریاد برآورد اناالمهدی

ایشان را دستگیر و از بین ببرید

انگار قدرت ناچیز خود را در وحشیانه ترین عملها خیلی بزرگ پنداشتید ...

آقا جانم دلم ترکید از ظلم از بی عدالتی از وحشیگری از ابلهی در کنار اینهمه پیشرفت و تکنولوژی تهوع آور ...

که تنهاد ثمرش دور کردن هر چه بیشتر جوانها از سنت و مذهب و اسلام واقعی بود .

اسلامی که غربیها از ما گرفتند و عمل کردند و متحول شدند و بی بند و باریها و دروغگوئیها و فسادهایشان را به ما ارزانی داشتند و ما پذیرفتیم همه را به عنوان تجدد و با کلاسی و ...

وای وای امان از دل شما آقا که من فقط قطره ای میدانم و دیده ام از دریای ظلم و فسادی که شما دیده و می دانید

دلم ترکید برای دل دریایی شما ...

خدایا ... خدای خوبم ...خدای مهربانم ..

تا بیکرانها فریاد میزنم ...

فریادم را بشنو و ...

برسان منجی عالم بشریت را

برسان یگانه و تنها بازمانده از نسل علی (ع) و پیامبرت را ... آمین .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : saba : ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

باز آمدم ... بعد از چهار سال دوری از شما

سلام آقای خوبم

دوباره آمده ام تا بگویم مرا ببخش...

دوباره دلم تنگ شد برای دردل کردن با شما و میدانید چرا نبودم اینهمه وقت ...

آقای مهربانم آقای عزیز تر از جانم

آمده ام تا بگویم برایتان ... نه ... بارها گفته ام ...

در تمام روزهایی که نبوده ام ...

آمده ام تا بنویسم برایتان

تا فریاد بزنم ...

به خاطر تمام لطفهایتان و

به خاطر تمام مهربانیهایتان

از شما سپاسگذارم .

کودک دو ساله ام را به شما میسپارم

امیرحسینم را می گویم ...

آرزو دارم به سربازی قبولش کنید

این یک آرزوست آقا جان ...

آرزویم را بار دیگر اجابت کنید

و میدانم که میدانید و می بینید و میخوانید آرزوهای تک تک ما را در این روزگار وانفسا ...

 

نویسنده : saba : ٩:۱٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

روزای بی تو بودن واسه من شده عادت

بی تو دلگیر است دلگیر است عصر جمعه ها

بوی نرگس میدهد پس کوچه های شهر ما

از کلاس عمرمان یک جمعه دیگر گذشت

باز غیبت خورد پای اسم زیبای شما...ناراحت

نویسنده : saba : ٥:٤۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

امان از دست خودم !

سلام آقا جونم

خجالت می کشم که بعد از ماهها سری به وبلاگم زدم ...

وبلاگی که فقط واسه نوشتن برای شما درستش کرده بودم

میدونم که جزء منتظرهای غافلم...اما آقا جونم قسم می خورم که دوستتون دارمگریه

ببخش که خیلی وقتها امکان نوشتم ندارم

ببخش که درد دلهامو گاهی اوقات به جای اینکه تایپ کنم ..فریاد می زنم.....

 

 

نویسنده : saba : ٢:٥٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ تیر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

عید رمضان آمد و باز هم ... ماه رمضان رفت

 

 

 

آقا جونم ...

قول میدید در نماز عید فردا یادم باشید ؟

میدونم که گستاخیه ... چون شما همیشه به یاد ما هستید و این ماییم که یادمون میره آقامون غریب و تنهاست ...

اما چکار کنم که ...

نویسنده : saba : ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٩ مهر ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

گلی گم کرده ام می جویم او را ...

سلام

گلی گم کرده ام ...می جویم ... اورا

به هر گل می رسم می بویم او را ...

دل من در تمنای خدا بود

دل من با شکفتن آشنا بود

در آن وادی که نامردان عالم

به دست کین سراپاشان خطا بود...

دل من گشت حیران شکوهی ...

که در عالم هویدا و نهان بود

آقا جونم اگه ازم قبول کنید این چند بیت را وقتی احساساتی شده بودم براتون سرودم !

آقا جونم تازه دارم می فهم که تو بعضی از کارام خالص نیستم..

وقتی شروع کردم وبلاگ بنویسم گفتم فقط واسه شماست و بس ...

با اینکه یقین دارم وبلاگمو می خونید اما دلم می خواست نظر هم داشته باشم ...

امروز به سراغ وبلاگ یکی از دوستام رفته بودم

از نظراتی که براش داده بودن متاثر شدم ...

میدونم که متاسفانه اینترنت واسه بعضی ها فقط وسیله ای برای زیاد کردن گناهاشونه ..

در صورتی که میشه ثابت کرد انسان ارزشش بیش از اینه که بخواد اجازه بده دیگران روح لطیفشو دستخوش افکارات خودشون قرار بدن .

آقا جونم از خودم شرمنده ام

میدونم تا مرز انسان واقعی شدن راه زیادی رو در پیش دارم

به کمکتون نیاز دارم ... برای همیشه

نویسنده : saba : ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٩ مهر ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

این شب قدر هم نیامدی...

سلام آقا جونم

مدتی است فقط در ذهنم با شما سخن می گویم

مدتی است با خدای خود از نبودتان گله می کنم

و مدتی است که توان نگاشتن از کف داده ام ...

نمیدانم چند سال یا چند شب قدر دیگر از عمرم باقی است

نمیدانم امسال زمانی که تقدیرم رقم خورد مورد رضایت شما بود یا نه ...

شاید زمانی که نباشم تنها دلنوشته هایم به کمکم بشتابند

شاید آنها شهادت دهند که در زمان حیاتم چقدر آرزو داشتم در کنارتان بودم و از شما یاری می خواستمگریه

مرا ببخشید که ناامیدم ...

مرا ببخشید که میدانم آنقدر تنهایید که شاید به این زودیها ۳۱۳ نفر در کنارتان نباشند ...

چقدر آرزو داشتم که من هم یکی از آنها بودم ...

اما وقتی کسی به من گفت که این ۳۱۳ نفر همگی کسانی هستند مانند اباذر و سلمان و حضرت امام (ره) و ... تمام آرزوهایم نقش برآب شد و به تنهایی شما و بد احوالی خودم زار گریستم

آقای مهربونم ..آقای خوبم ... عزیز دل همه عاشقای دل خسته

دلم براتون تنگ شده آقا

تنها کاری که از دستم بر می آد دعا کردنه و بس

گاهی اوقات پیش خودم میگم  درسته که من یکی از اون 313نفر نمیشم آخه اگه خیلی خودمو بکشم شاید بتونم رذایل وجودمو بردارم ..

اما بالاخره آقا کسی رو میخواد که خادمش باشه کسی رو میخواد که کفشاشو واکس بزنه یا براش غذا درست کنه ...

خنده داره نه ؟

شاید داستان اون چوپانو شنیده باشید که چطور با خدای خودش راز و نیاز می کرد...

آقا جون ببخش که در همین حدم و بس

فقط بدون خیلی دلتنگم خیلی ...

 

 

 

نویسنده : saba : ۳:٥٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٧ مهر ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

زیباترین و تنهاترین ...

سلام آقا جون

امروز دوم ماه مبارک رمضان و نزدیک غروبه !

امروز هم داره تموم میشه ...

آقا جون یه روزی هم میشه که مردم میگن : یادش به خیر ... فلانی  پارسال ماه رمضون کنار ما بود ...

آقا جونم می ترسم جواب خیلی از سئوالامو پیدا نکرده بمیرم ...

آقا جونم میدونم که اگه با ایمان کامل و از ته دلم بگم خدا رو دارم منو بسه ...اما چکار کنم که بنده بدی ام !

آقا جونم قول بدید امشب سر سفره افطار دعام کنید ...

میدونم هر روز وبلاگمو میخونید گریه 

تنها دعای من فرج شماست و آرزو دارم زمانی باشه که من ناچیز هم باشم و در رکاب شما ...

ای کاش  شما رو درک می کردم و تمام سئولات بی جوابمو جواب می دادید

تو دلم یه دنیا حرفه

که میخام بگم براتون

تو به من بگو کجایی

تا بمیرم پیش پاتون

آقا جون دلم گرفته

مثل آسمون پاییز

میدونم مرغ دل من

دوباره کرده هواتون

 

 

نویسنده : saba : ٦:٤٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

← صفحه بعد